نگاهی فهرست کونه به 28 مرداد

img

 نگاهی فهرست کونه به 28 مرداد

 

 

*در هفت  دهه‌ای که از این واقعه  می‌گذرد روایات گوناگونی  از سوی تاریخ‌نویسان با گرایش‌های مختلف و همچنین از سوی نظام‌ بر حسب مصلحت و گاه ابزاری در انطباق باسیاست روز، ارائه شده است.

*‌ انچه  در اذهان جا افتاده و مقبولیت یافته ... سقوط دولت ملی‌‌شادروان  مصدق در آن روز میباشد

وناشی از  یک دسیسه خارجی‌ که به اجرا در امد .

* سه جریان عمده فکری بعد از شهریور بیست در کشورمان  به تدریج  احیا شد: نیروهای چپ که در حزب توده انسجام یافت؛ روحانیت و نیروهای مذهبی‌ با طیفی وسیع که عمده آن روحانیت سنتی‌  شامل افراد تندرو و سیاسی- مذهبی‌ها  و بالاخره نهضت ملی‌ ایران به رهبری مصدق که از نهضت مشروطه نشان داشت ......

** قطعنامه ۲۹ مهرماه ۱۳۲۶ مجلس پانزدهم  که دولت را مکلف می‌کرد برای استیفای حقوق ملت  از نفت جنوب  با بریتانیا مذاکره کند..... عامل اصلی حرکت میتواند بشمار اید

*رهبر ملی ایرانیان در قامتی استوار  عملکرد دولت‌ وقت  را  برنمی‌‌تابید...... او با قراردادی که دولت محمد ساعد برای افزایش درآمد نفت و هزینه کردن اولین «برنامه هفت‌ساله توسعه اقتصادی»  امضا کرد ومطلوب نبود نظری مخالف داشب  و باکمک نیروهای سیاسی-مذهبی زمام امور را در دست گرفت و نفت جنوب را ملی‌ کرد.

*ملی‌ کردن  ضرورت داشت و به استعمار نو در ایران و جهان سوم ضربه قاطعی وارد آورد.

* مصدق از حقوق ایران در شورای امنیت و دیوان بین‌المللی لاهه با موفقیت دفاع کرد

*باید گفت  به راهکاری برای خروج از بحران که طبعا در پی می امد  نیاندیشیده بود.....

* در اسفند ۱۳۳۱ مصدق آخرین پیشنهاد برای حل بحران نفت را که مشترکا از طرف بریتانیا و دولت نوپای آیزنهاور تهیه و در آن تا حد زیادی به خواسته‌های ایران توجه شده بود رد کرد ...

.* این اقدام  باعث شد  آمریکا در یک چرخش ناگهانی از مسیر تعامل و مذاکره به راهکار دلخواه بریتانیا یعنی براندازی روی آورد.

*تفاوت نگاه و ارزیابی  در مورد چگونگی‌ حوادثی است که متعاقب حمله نظامیان بفر ماندهی « تیمسار نصیری » اتفاق افتاد  و 4 روز بعدبا همکاری انانکه در سی تیر مدافع  و هزینه بسیار پرداخته بودند  در اوج تحیر  منجر به واژگونی دولت ملی  شد.

*ژنرال اسمیت را می‌توان پدر پروژه آژاکس دانست  که همه برنامه‌ریزی‌ها زیر نظر او انجام گرفته بود.

* نامبرده  در حکومت ترومن  ریاست سیا را عهده‌دار بود و مطلع‌ترین و مؤثر‌ترین مهره سیاست امریکا در ارتباط با منطقه و ایران بود.....

 * روزولت پس از شکست آژاکس بدون مطلع کردن  واشنگتن حتی بدون اطلاع سفارت آمریکا در تهران.... یک برنامه جایگزین را برای اجیر کردن جمعیت و بسیج واحدهای نظامی در پادگان‌های اطراف پایتخت طرح و پیاده کرد  ...

* اسناد سازمان  سیا میگوید پس از دستگیری افسران کودتا، ارتباط با بدنه اصلی‌ شبکه افسران طرفدار شاه قطع  شده بود             

* ستادهای مرکزی سیا و اینتلیجنت سرویس در واشنگتن و لندن هردو لاف‌زنی‌‌های بعدی روزولت را بدون توجه به تناقضات و کاستی‌های آن پذیرفتند چرا که هر دو مشتاق و در واقع نیازمند نشان دادن موفقیت به مقامات دولت‌های خود بودند.

* عوامل سیا و اینتلیجنت سرویس  در روز حادثه  وقتی‌ تظاهرات خیابانی وسیع و واکنش مساعد مامورین انتظامی را دیدند  وارد صحنه شدند

*در نقش کیانوری ،برادران رشیدیان ، برخی‌ وکلای رشوه گیر مجلس ، عملکرد روحانیت و.. با اشراف و علاقه وافری که خواننئگان اینگونه مطالب دارند  جهت پرهیز از اطاله کلام عبور باید کرد

*شتاب و تهاجمی که بعد از خروج شاه  برای تغییر نظام از طرف حزب توده ، جناح تندرو نزدیکان مصدق به راه افتاده بود روحانیت سنتی‌ را هراسان ساخت و به واکنش وادار کرد.

*باید توجه داشت که نظام مشروطه سلطنتی با تشیع پیوند خورده بود......

* متمم قانون اساسی‌ در اصل یک، ترویج مذهب شیعه را بر نظام واجب کرده  و اصل دو (که هیچ وقت اجرا نشد) پیش‌بینی‌ کرده بود که یک هیات از علما بر تطبیق قوانین جاری و موازین مذهبی‌ نظارت کنند و ....

* در ذهنیت علما،« جمهوریت با سکولاریسم»  تداعی می‌شد. در ترکیه آتاتورک یک نظام سکولار ایجاد کرده بود و مصر هم بعد از کودتای نجیب و ناصر به همین راه می‌رفت و این در حالی‌ بود که قطب دیگر اسلام یعنی حکومت وهابی‌ها در عربستان سعودی اصولا با تشیع دشمنی داشت...

 * روحانیت نمی‌خواست روند سکولاریسم در خاورمیانه رونق بگیرد.

* در این معادله نقش نیروهای سیاسی داخلی‌، مجزا از توطئه‌های بیگانه، به حساب آورده نشده و روایت واجد کاستی‌های میباشد  که  نباید از  آن به آسانی گذشت.

*دو دهه بعد «هندرسن » در مصاحبه با تاریخ‌نویسان بنیاد ترومن به صراحت اظهار کرد :                                وقتی‌ مصدق را آخرین بار شب قبل از واقعهٔ ملاقات کرد هیچ اطلاعی از اینکه فردای آنروز برای واژگونی دولت او اسباب چینی‌ شده باشد نداشت....

*سند دیگری که شاهد بی‌‌اطلاعی واشنگتن از وقایع تهرانست یادداشتی است که ظاهرا شب واقعه از سوی جانشین رئیس سیا، «ژنرال کیبل»  به آیزنهاور نوشته شده و در آن واژگونی دولت مصدق نه بر اثر اقدامات مأموران او بلکه به علت برخواستن «موج غیرمنتظره‌ای» از واکنش مردمی و نظامی در تهران رقم خورده است؟!

*بسیار  خوش‌آیند بود بگویند : در  ماجرا مأمورین آنها هم دستی‌ داشته‌اند چرا که چند ماه پیش از آن رئیس‌جمهور آمریکا، این سازمان را مامور براندازی دولت مصدق کرده بود.

*پس از شکست کودتای آژاکس، سرلشکر زاهدی که رهبری کودتا را به عهده داشت نمی‌خواست تسلیم وقایع شود و  استراتژی دو شاخه‌ای را با مشورت و همکاری نزدیک روزولت طراحی کرد.

* برنامه میخواست  به مردم ایران و  به جهانیان بفهماند که آنچه در شب ۲۴ مرداد اتفاق افتاد چیزی جز تغییر «قانونی» دولت نبوده  و شاه زاهدی را به جای مصدق به نخست وزیری منصوب کرده

*در آن شب تظاهراتی پراکنده به نفع شاه در شهر به چشم خورد و نیروهای انتظامی که به دستور مصدق به سرکوب همایش توده‌ای‌ها گسیل شده بودند آشکارا به طرفداری از سلطنت شعار می‌دادند.

* سیا با اشاره به حوادث آن شب : «گمانه‌زنی‌ دربارهٔ انگیزه این تظاهرات غیرممکن بنظر می‌رسد ولی‌ می‌توان عللی چند از وقوع این واکنش‌ها را مشخص نمود.»

* عوامل سیا و اینتلیجنت سرویس  وقتی‌ تظاهرات خیابانی وسیع و واکنش مساعد مامورین انتظامی را دیدند به جنب‌وجوش درآمدند و وارد صحنه شدند....

*سیا همچنین به« چند روزنامه کم‌بها»  یارانه می‌پرداخت که تبلیغات ضد‌توده‌ای - و از تابستان ۱۳۳۱ ضد مصدق را - منعکس کنند ولی‌ مندرجات این روزنامه‌های کم‌خواننده و در افکار عمومی‌ بی‌‌اثر بود.

*برادران رشیدیان هم در چارچوب آژاکس به برخی‌ وکلای مجلس رشوه می‌دادند به این امید که دولت مصدق را در پی‌ یک استیضاح ساقط کنند

 * گفتمان مقامات نظام گذشته که رویداد ۲۸ مرداد را یک قیام خودجوش ملی‌ اعلام می‌کردند درست نمیباشد  چرا که شواهد حاکیست که اغتشاشات آنروز به عنوان یک حرکت اعتراضی خیابانی از سوی روحانیت سازمان یافته بود ...

*شتاب و تهاجمی که بعد از خروج شاه از ایران برای تغییر نظام از طرف حزب توده و جناح تندرو در بین نزدیکان مصدق به راه افتاده بود روحانیت سنتی‌ را هراسان ساخت و به واکنش وادار کرد.

*روحانیت در آنروز می‌خواست نارضایتی خود را از روند سیاسی موجود یعنی علیه تغییر نظام سلطنت مشروطه از طریق یک حرکت اعتراضی خیابانی نشان دهد.

*این حرکت  به قصد ساقط کردن دولت برنامه ریزی نشده بود ولی‌ جرقه‌ای که روحانیت روشن کرد شعله‌ور شد چرا که نیروهای انتظامی از سرکوب مردم سر باز زدند و بعد از ظهر آنروز واحدهای رزمی طرفدار شاه وارد عمل شدند که پس از زدوخورد‌های شدید  منجر به سقوط دولت ملی‌ مصدق شد.

*بر خلاف باور رایج، روحانیت بدون ارتباط و مستقل از توطئه‌های خارجی وارد عمل شد. در تاریخچه داخلی‌ سیا هیچ نشانه از این که کسی‌ در کسوت روحانیت از عوامل آژاکس برای براه انداختن جمعیت رشوه‌ای دریافت کرده باشد به چشم نمی‌‌خوردو.....

* نظام مشروطه سلطنتی با تشیع پیوند خورده بود.  اصل یک، ترویج مذهب شیعه را بر نظام واجب کرده بود و اصل دو (که هیچ وقت اجرا نشد) پیش‌بینی‌ کرده بود که یک هیات از علما بر تطبیق قوانین جاری و موازین مذهبی‌ نظارت کنند و مواد دیگری هم بر همین مصداق در قانون اساسی پیش‌بینی‌ شده بود

  * روایت متعارف که در اذهان جا افتاده و مقبولیت  یافته حاکی از اینست که سقوط دولت ملی‌‌گرای مصدق در آن روز دستاورد یک دسیسه خارجی‌ و پرده دوم کودتای ناکام آژاکس بود که چهار روز قبل به اجرا گذارده و با شکست مواجه شده بود.

* در این معادله نقش نیروهای سیاسی داخلی‌، مجزا از توطئه‌های بیگانه، به حساب آورده نشده  هر چند روایت واجد کاستی‌هایی است که نمی‌توان و نباید از  آن به آسانی گذشت.

*نظام «شبه‌دموکراسی » بود -  در این نظام مجلس بی‌‌آنکه نماینده واقعی‌ مردم باشد از قدرت زیادی برخوردار و قوه اجرایی در دست سیاست ‌مدارانی  بود که با ابزار محدود و در سایه احتیاج به کمک آمریکا، ترس از تهاجم شوروی ، ترفندهای بریتانیا و در چهارچوب فرهنگ سیاسی آن زمان که فساد و دورویی نیز جزئی از آن بود،و آنچه از عهده‌شان برمی‌آمد انجام می‌دادند.

*مصدق عملکرد دولت‌ها را برنمی‌‌تابید. و با قراردادی که دولت محمد ساعد برای افزایش درآمد نفت و هزینه کردن اولین برنامه هفت‌ساله توسعه اقتصادی امضا کرد  مخالف و  با همسویی و کمک نیروهای سیاسی-مذهبی  زمام امور را در دست گرفت و نفت جنوب را ملی‌ کرد.

*ملی‌ کردن نفت ضرورتی تاریخی‌ بود و به استعمار نو در ایران و جهان سوم ضربه قاطعی وارد آورد.                        * مصدق از حقوق ایران در شورای امنیت و دیوان بین‌المللی لاهه با موفقیت دفاع کرد ولی‌ به راهکاری برای خروج از بحران نیاندیشیده بود.

* اختلاف نظر مهمی‌ بین تاریخ‌نویسان  وجود ندارد. تفاوت  در مورد چگونگی‌ حوادثی است که در چهار روز بعد در ایران اتفاق افتاد و منجر به واژگونی دولت مصدق شد.

* اسناد بایگانی‌های وزارت خارجه امریکا که از طبقه‌بندی سری خارج و در دسترس هستند و همچنین مفاد تاریخچه داخلی‌ سیا (سند بکلی سری که در سال ۲۰۰۰ از سوی روزنامه نیویورک تایمز برملا شد) با روایات متعارف همخوانی ندارد و تعارضات شگرفی را آشکار می‌کند.

*برنامه‌ریزان آژاکس تدارکی برای اقدام در صورت شکست کودتا ندیده بودند و گزینه پیگیری در برنامه آنان گنجانده نشده بود. در گزارشی که پیرامون شکست کودتای آژاکس از سوی معاون وقت وزارت امور خارجه امریکا« ژنرال والتر بیدل اسمیت»  به آیزنهاور داده شد می‌گوید  «ما اینک ناگزیر باید نگاه تازه‌ای به وضع ایران بی‌اندازیم و تا جای ممکن خودمان را به مصدق نزدیک کنیم هرچند این چرخش به بهای گرفتاری‌های بیشتری با بریتانیا خواهد بود.»

*ژنرال اسمیت را می‌توان پدر پروژه آژاکس دانست چرا که همه برنامه‌ریزی‌ها زیر نظر او انجام گرفته بود و مطلع‌ترین و مؤثر‌ترین مهره سیاست امریکا در ارتباط با منطقه نفت خیز و ایران بود.

*برای رهبری سیا در آنروز چه خوش‌آیند بود اگر می‌توانستند بگویند که در این ماجرا مأمورین آنها هم دستی‌ داشته‌اند چرا که چند ماه پیش از آن رئیس‌جمهور آمریکا، این سازمان را مامور براندازی دولت مصدق کرده بود.

* تاریخچه داخلی‌ سیا با اشاره به حوادث آن شب می‌نویسد «گمانه‌زنی‌ دربارهٔ انگیزه این تظاهرات غیرممکن بنظر می‌رسد ولی‌ می‌توان عللی چند از وقوع این واکنش‌ها را مشخص نمود.»

* عوامل سیا و اینتلیجنت سرویس  در روز حادثه  وقتی‌ تظاهرات خیابانی وسیع و واکنش مساعد مامورین انتظامی را دیدند وارد صحنه شدند

* ملاحظات بیان شده در تائید گفتمان مقامات نظام گذشته که رویداد ۲۸ مرداد را یک قیام خودجوش ملی‌ اعلام می‌کردند نمی‌باشد چرا که شواهد حاکی از این است که اغتشاشات آنروز به عنوان یک حرکت اعتراضی خیابانی از سوی روحانیت سازمان یافته بود .

*شتاب و تهاجمی که بعد از خروج شاه از ایران برای تغییر نظام از طرف حزب توده و جناح تندرو در بین نزدیکان مصدق به راه افتاده بود روحانیت سنتی‌ را هراسان ساخت و به واکنش وادار کرد.

*روحانیت در آنروز می‌خواست نارضایتی خود را از روند سیاسی موجود یعنی علیه تغییر نظام سلطنت مشروطه از طریق یک حرکت اعتراضی خیابانی نشان دهد.

*این حرکت  به قصد ساقط کردن دولت برنامه ریزی نشده بود ولی‌ جرقه‌ای که روحانیت روشن کرد شعله‌ور شد .... نیروهای انتظامی از سرکوب مردم سر باز زدند و بعد از ظهر آنروز واحدهای رزمی طرفدار شاه وارد عمل شدند که پس از زدوخورد‌های شدید  منجر به سقوط دولت ملی‌ مصدق شد.

* از سالهای قبل از روی کار آمدن مصدق بین روحانیون سنتی‌ و نیروهای سیاسی-مذهبی به‌ رهبری کاشانی کدورت‌هایی وجود داشت اما در سال ۱۳۳۲  این کدورت‌ها به یک نوع همدلی و تفاهم ضمنی‌ تبدیل شد...........